تنهاعاشقا بیان تو
در مقابل وزش باد، عده ای دیوار می سازند، بعضی دیگر آسیاب بادی. درمدرسه زندگی، درکلاس دنیا، سر زنگ املا، یادمان باشد برای محبت هایمان تشدید بگذاریم، تا نیم نمره ازمحبت هایمان کم نشود دخترک هميشه ميگفت: من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم. پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد... اسب سگ و يک پرنده زيبا! تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد... پسرک رفته بود. براي هميشه... ازقلب بی تابی که هردم یاد توست. کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی، نه حاشیه ای از یاد رفتنی جایی در پشت ذهنت به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست. شب داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بود که باعث شده بود دل من خيلي وقت پيش ها بميره مرد شديدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت. و این است عشق ! يك موجود كوچك با عشقي بزرگ یخورده دلم گرفته بود نشستم یه شعر گفتم. اگه خوبه یا بده بهم بگید. شعرا ی عاشقانه زیاد نوشتم اما چون یکم دلم گرفته بود اینو نوشتم. ممنون ازنظراتی که توی پست قبلی دادین. همه ی گلهای رز رو که مظهر عشق ومحبته تقدیم شما میکنم. ای ساقی من قصه را شاید منم اینگونه آغاز کنم سرصحبت به نگاهی به دلم باز کنم شرمسارم زگناهان،و زاعمال خودم با نگاهی به سر لطف توپرواز کنم پرکشم ازدل و ازخویش بیگانه شوم برسرسفره مهر تو ، به میخانه شوم چون شدم مست تو ، ای ساقی من روم ازبیخبری با خبرمهرتوافسانه شوم بشوم شمع شب عشق تو دوست زابدتابه ازل ، بشوم مشق تودوست بشوم مشق شب شمع گدایان تو یار تانرودازیادم، که فقط مهرزاوست ای خداچوخطاکردم به بزرگیش منگر توفقط درکرم وبخشش واحسان بنگر خجلم از عمل وگفته ورفتارخودم تومراازعمل وگفته وکردارخودم یادم بر
تعطیلات به زودی تمام میشود و درس و امتحانات انتظارت را میکشد(ستاد کوفت کردن تعطیلات تابستانی) ووووووووییییییییییییی بازم مدرسه هاااااااااااااااااااااااااااااااااااا من تمام دوستای صمیمیم رفتن یه مدرسه ی دیگه و من تنها موندم واسه همین مدرسه دیگه صفای همیشگیشو برام نداره. خیلی دلم گرفته آخه ما همیشه با هم درد دل میکردیم وتوی غم وغصه و شادی و خوشی ها باهم شریک بودیم. ما آخر سال وقتی میخواسستیم از هم جدا بشیم کلی گریه کردیم شما رو به خدا یکم راهنماییم کنید که چطوری با این خاطرهامون کنار بیام و گریم نگیره واقعا تنهایی خیلی سخته. من از وقتی مهدکودک میرفتم باهاشون دوست بودم و حالا برام سخته از دوستام جدا بشم. . . راستی من سال سوم دبیرستان رشته ی تجربی هستم. البته به خاطر یکی دوماه یک سال از درس و زندگی عقب موندم. آخه این چه قانونیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کمکم کنیددددددددددددددد عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري گفتم كه تو مي دوني،سرخاك تو مي ميرم ، ولي تا لحظه مردن نمي گيرم دل از تو عشق امانت با ارزشیه که هرکس تو قلبش میذاره برای همینه که هر وقت بخوای عشقت رو از کسی بگیری با ید قلبش رو بشکنی . . . پس سعی کنید عشقتون رواز کسی که عاشقتونه پس نگیرین. به نیمکتش نگاه میکنم ، پنج ردیف از من جلوتر ، چقدر موهای طلاییشو دوست دارم ، برمیگرده و نمره ی صدشو نشونم میده و میخنده ، چقد دوست دارم مال من باشه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی ...روم نشد ! تو دستمه ، دفتر خاطراتی که از توی اتاقش پیدا کرده بودم ، توش نوشته بود : بارها خواستم بهش بگم دوستش دارم ولی... روم نمیشه ، کاش اون یه روز بهم بگه دوستم داره... سلام به دوستاي خوبممممممممممممممم يه سوال ازتون بپرسم؟ خيلي دوست دارم بدونم جوابتون چيه بگممممممممم؟ يادتون مياد اولين بار كي و كجا عاشق شدين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هركي دوست داره ميتونه جواب بده. یاد حرفهای قشنگت میزنه آتیش به جونم توی این بازی که ساختی میشینم منتظر اینجا ناگهان صداي زنگ تلفن به گوش رسيد و صداي مادر که ميگفت.من ميدانم شما قصد مزاحمت نداريد . ولي من اجازه ندارم اين کار را بکنم و سر انجام مادر در مقابل آن شخص تسليم شد و گفت به خاطر اينکه قول داديد که ديگر سارا را فراموش کنيد فقط همين يک بار را به شما اجازه ميدهم که حرفهاي آخرتان را به هم بزنيد ولي اگر پدرش بفهمد خون به پا ميکند .هنگامي که مادر وارد اتاق شد مشاهده کرد که سارا با دستان لرزان خويش آرام بر زمين چنگ ميزند . گويي در لحظه هاي آخر مي خواست روح را در تن خويش حفظ کند و مادر با ديدن دختر نيمه جانش در وسط اتاق و رگه خوني که از گوشه لبان او سرازير شده بود جيغي کشيد و گوشي از دستش افتاد و صداي مردي به گوش رسيد که ميگفت : سارا من رو ببخش… شايد آنروز كه سهراب نوشت تا شقايق هست زندگي بايد كرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي،چه شقايق چه گل پيچك و ياس ،زندگي اجبار است . . .
![]()
![]()
![]()
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری كه مرا یاد كند
دیده ام خیره به در ماند و نداد
نامه ای تا دل من شاد كند
خود ندانم چه خطایی كردم
كه ز من رشته الفت بگسست
در دلش جایی اگر بود مرا
پس چرا دیده ز دیدارم بست
هر كجا می نگرم ، باز هم اوست
كه به چشمان ترم خیره شده
درد عشقست كه با حسرت و سوز
بر دل پر شررم چیره شده
گفتم از دیده چو دورش سازم
بیگمان زودتر از دل برود
مرگ باید كه مرا دریابد
ورنه دردیست كه مشكل برود
می كشندم چو در آغوش به مهر
پرسم از خود كه چه شد آغوشش
چه شد آن آتش سوزنده كه بود
شعله ور در نفس خاموشش
شعر گفتم كه ز دل بردارم
بار سنگین غم عشقش را
شعر ، خود جلوه ئی از رویش شد
با كه گویم ستم عشقش را
مادر ، این شانه ز مویم بردار
سرمه را پاك كن از چشمانم
بكن این پیرهنم را از تن
زندگی نیست به جز زندانم
تا دو چشمش به رخم حیران نیست
به چكار آید این زیبائی
بشكن این آینه را ای مادر
جاصلم چیست ز خود آرائی
در ببندید و بگویید كه من
جز از او از همه كس بگسستم
كس اگر گفت چرا ؟ باكم نیست
فاش گویید كه عاشق هستم
قاصدی آمد اگر از ره دور
زود پرسید كه پیغام از كیست
گر از او نیست ، بگویید آن زن
دیر گاهیست ، در این منزل نیست![]()
ديدمش،
به سوى آسمان رفت،
ماه را پشت سر میگذارد و كهكشانها را رد خواهد كرد،
چشم انتظار باش!
نشانى تو را به اوداده ام.
به او خوب گوش كن،
به تو خواهد گفت كه چه اندازه دوستت دارم. . .. .![]()
اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد خيلي تعجب كرد ! اين ميخ چهار سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود !
اما براستي چه اتفاقي افتاده بود ؟ كه در يک قسمت تاريک آنهم بدون كوچكترين حرکت، يك مارمولک توانسته بمدت چهار سال در چنين موقعيتي زنده مانده !
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده ؟ چگونه و چي مي خورده ؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد !
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
***
جشن فارغ التحصیلیه ،
میاد طرفم و مدرکشو جلو چشام تکون تکون میده ، بهم میگه : تو بهترین دوست منی . سرش رو میاره بالا و گونه ام رو میبوسه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی...روم نشد !
***
پدرشو از دست داده ، دیگه تنهای تنهاست ، تو کلیسا بغلم میکنه ، میگه : حالا دیگه فقط تو رو دارم . گونه ام رو میبوسه ، اشک هاش صورتمو خیس میکنه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی... روم نشد.
***
نصفه شبه ، بهم زنگ میزنه ، داره گریه میکنه ... میگه پسره تنهاش گذاشته ، میخواد برم پیشش ، میرم خونه اش ، سرشو میذاره رو شونه ام و گریه میکنه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی ... روم نشد .
***
رو صندلی کلیسا خشک شدم ، دارم یخ میزنم ، من دوستش داشتم و اون حالا داره ازدواج میکنه ، دلم میخواست همونجا داد بزنم که دوستش دارم ولی... روم نشد .
***
امشب هوا بارونیه ، بازم تو کلیسام... ولی اینبار همه ساکتن ، به تابوتش خیره شدم ، هیچی نمیگفتم ، دفتر خاطراتش هنوز ![]()
![]()
همش از تو یادگاره
توی این کوچه تاریک
منو تنها نمی ذاره
که تو قلبم لونه میکرد
یاد دلتنگی چشمات
که منو بهونه میکرد
پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو
واسه کی پس بخونم
دل من هواتو کرده
آخ کجایی نازنینم
کاش بودی و می دیدی
بی تو من تنهاترینم
من همه هستیمو باختم
زیر پات گذاشتی آخر
عشقی که من از تو ساختم
مگه تو دوستم نداشتی؟
از دلم خبر نداشتی
دلت از سنگ شده انگار
که منو تنها گذاشتی
تا تو برگردی دوباره
تا بشینی پای حرفام
بریم تا ماه و ستاره
می دونم میای یه روزی
یه روزی که خیلی دیره
یه روزی دل شکستم
سر این کوچه می میره![]()
:ادامه مطلب:![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



